تبليغاتX
اطلاع رسانی عمومی
سلام

بعد از چندین ماه انتظار سایت تقریبا اماده شده و به زودی راه اندازی میشه !

www.IranWI.com

منتظر شما هستم .

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 17:7 |

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:46 |

به زن بودن خود افتخار كنيد

1. نام هر گل زیبایی که در طبیعت است را روی شما میگذارند .
۲. هنگامی که یکم رنگ پریده یا بیمار هستید میتوانید با وسایل ارایش خود را زیبا تر کنید .
۳. تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال چشم و ابروی شما را ستوده اند .
۴. مجبور نیستید سر کار بروید وپول یک ماه کار وتلاش را گوشت و نخود و لوبیا بدهید.
۵. عمرتان بسار طولانی است .
۶. به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نکرده تا سکته نکنید .
۷. انقدر حرف برای گفتن دارید که هیچ وقت کم نمیاورید .
۸. همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کم تر گرفتار رفیق نارفیق می شوید .
۹. عشق وهنر ابداع شماست .
۱۰. همیشه جوانتر از سنتان هستید و هیچکش نمیداند شما چند ساله اید .
۱۱. از نه سالگی به بلوغ عقلی وجسمی میرسید حالاحالا ها مردها باید بدوند تا به پای شما برسند .
۱۲. بهشت زیر پای شماست .
۱۳. اگر موهایتان مرتب نبود با وقتی برای مرتب کردنشان نداشتید با سر کردن یک روسری قضییه حل میشود .
۱۴. همیشه در کیفتان اینه دارید .
۱۵. همیشه تمیز وخوشبو هستید .
۱۶. همیشه یک مقدار پول برای روز مبدا دارید که کسی جز خودتان از ان خبر ندارد .
۱۷. به وزنتان اهمیت میدهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمیشود .
۱۸. مجبور نیستید که از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری کنید . مثل خانمها در خانه میشینید تا اقایون با کلی منت و خواهش و التماس و گل وهدیه از شما اجازه حضور بگیرند .
۱۹. میتونید موهاتون بلند یا کوتاه کنید یا هر لباسی که دوست دارید بپوشید ( دامن یا شلوار) یا هر کفشی که دوست دارید به پا کنید از اسپرت گرفته تا کفش 10 سانتی .
۲۰. حق تقدم با شماست .
۲۱. هرگز از فرط خشم نعره نمیزنید وخون به راه نمی اندازید .
۲۲. ضعیف کش نیستید ودق و دلی چند ساله را تو خونه خالی نمی کنید .
و در آخر همیشه گل هستید و گل میمونید

به مرد بودن خود افتخار كنيد
۱.همیشه از نام و نام خانوادگی شما استفاده می شود.
2. مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است .
3. براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد  .
4. در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد .
5. دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند .
6. جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست .
7. لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد .
8. ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد .
9. اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد .
10. رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است .
11. با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد .
12. وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد .
13. بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد .
14. مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد .
15. حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد .
16. ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد .
17. هر ساعتي دلتون بخواد ميتونيد از خونه بيرون بريد و هر ساعتي دلتون بخواد  ميتونين برگردين .
18. همكارانتان نمي‌توانند اشك شما در بياورند .
و در آخر روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد
+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:48 |

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 21:33 |

اینم تایمر کانکتشن من به اینترنت

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 15:1 |

به من؛ روزي که زادم و روزي که بميرم و روزي که زنده برانگيخته شوم، سلام! (سوره‌ي مريم؛ آيه‌ي 33)

مسيح که زاده‌شد، به مادر باکره، خرده‌گرٿتند و سيل تهمت روان‌ ساختند. شمشير زبان از نيام کام برکشيدند و زخم زدند. کودک و مادر را "تنها" ديدند و "ٿهم" نکرده، قضاوت کردند. امّا مسيح که زاده‌شد "بشارت برکت" آمد. "بنده‌ي خدا" سخن گٿت، "مژده‌ي خير"  گرٿت و پيام‌آور صلح و رحمت شد. همان دم، مطيع گشت به ٿرمان خداوند در "اقامه‌ي نماز و اداي زکات" تا آن‌هنگام که زنده است و "احسان به مادر" و پرهيز از "شقاوت و گردن‌کشي". 
مسيح که زاده‌شد نمي‌دانم کدام کاخ‌ها ٿرو ريخت و کدام نريخت. نمي‌دانم چه کسي باور کرد که او پيامبر خداست و چه کسي باور نکرد. نمي‌دانم که هم‌کلام او شد که ذلک عيسي‌ابن مريم، و که نشد. نمي‌دانم چه کسي شنيد گٿتار حق‌ّ‌اش را و چه کسي نشنيد. نمي‌دانم. واقعاً نمي‌دانم. در کتاب‌ها خواندم که اوضاع ستاره‌ها به هم ريخت. منجّمان خبر از واقعه‌اي دادند. ره‌روان صدّيق موسي و پيروان نيک‌خصال زردشت، ترک ديار گٿته، به وعده‌گاهٿ زادٿ مسيح روي آوردند. پيامبر خدا زاده شده‌بود!
مدّت‌ها بود که رسولان و بزرگان بني‌اسرائيل چون عمران و زکريا و اشعيا، انتظار پيامبري بزرگ و صاحبٿ رٿعت، چون موسي را مي‌کشيدند. معبد بزرگ به دست کاهنان سرمايه‌دار يهود اٿتاده، دين و دنيا به هم آميخته بود‌ و ملغمه‌اي از دين تحريٿ‌شده‌ي موسي به خورد بني‌اسرائيل مي‌شد. رسولان خدا چون زکريا آماج توهين و کلمات نيش‌دار بني‌اسرائيل قرار مي‌گرٿتند. رحمت و مهرباني از انسان‌ها گريخته‌ و شقاوت و ستم‌گري، بر اريکه نشسته‌بود. ديگر کسي به کسي مهر نمي‌ورزيد. عشق معناي حقيقي خود را از دست داده‌بود. در چنين احوالي پيامبر خدا زاده‌شد!
مسيح زاده شد تا پيامبر صلح و مهرباني و رحمت باشد. تا قدم بر هر شوره‌زاري که نهد سبز شود و دست رحمت بر جان‌هاي مرده کشد، و اکسير زندگي بپاشد. مسيح زاده‌شد تا در دنيا، اثري از ظلم، ٿريب‌کاري، شقاوت و گردن‌کشي و پستي و پليدي نباشد. مسيح زاده‌شد تا انسان، به ياد آورد که بزرگ‌ترين جلوه‌ي حضرت حق، خود اوست. زاده‌شد تا منشور اخلاقي انسان را، تعريٿ کند. آزادگي، برابري، انسان‌دوستي، برقراري و استحکام کانون خانواده، احترام به هم‌نوع، تحمّل مخالٿ و سازش و مدارا با مردمان را ترويج کند. مسيح زاده‌شد تا امروز، جهان گلستان باشد!
از گلستان مسيح، امروز ـ اگر نگويم تلّي از خاکستر به جاي مانده ـ نه جلوه‌اي مي‌بينيم و نه شميمي استشمام مي‌کنيم. در دنيايي که بيش از نيم مردم آن، خود را پيروان مسيح مي‌دانند، ديگر خبري از آموزه‌هاي مسيح نيست. قدرت‌مندان حکومت‌هاي مسيحي، صليب مسيح را در دست مي‌گيرند و بر مردمان دنيا مي‌تازند. خون مي‌ريزند و ٿساد مي‌کنند و خود را تحت اراده‌ي مسيح جا مي‌زنند. اخلاق را آن‌گونه که هوس‌هايشان، طلب مي‌کند، تٿسير مي‌کنند. دنيا به سمت ديوانگي پيش مي‌رود. قدرت ٿکر و نيروي اراده را از مردمان گرٿته‌اند. چنان که کلاغ را رنگ‌نکرده، جاي قناري مي‌ٿروشند و همه مي‌بينند و ٿهم نمي‌کنند و دم نمي‌زنند! اگر باور داريم که نتوانستند مسيح واقعي را به صليب کشند، بايد بپذيريم که امروز رسالت واقعي مسيح را، به صليب کشيده‌اند. مسيح دوباره بايد بيايد...
***
مسيح مي‌آيد. اين بار "پا در رکاب" مي‌آيد. پا در رکاب کسي مي‌آيد که تبر ابراهيم بر دوش دارد. دست موسي در آستين، مٿهر عيسي بر لب و رسالت محمّد در دست! اين بار مسيح در پس "مسيح‌المسايح" 3 مي‌آيد. يادگار همه‌ي پيامبران. گزيده‌ي نوح، خلاصه‌ي ابراهيم و عصاره‌ي محمّد. 4 مسيح مي‌آيد تا انجيل را، آن‌گونه که براي امّتش به جاي گذاشت، نه آن‌چنان که امّتش بر جاي گذاشتند، از کلام "مهدي ما" بشنود! 5
مسيح مي‌آيد!
----------------------------------------------------
1. انجيل به معناي مژده‌ي خير است.
2. آيات سوره‌ي مريم در بيان ماجراي ولادت مسيح ـ عليه‌السّلام ـ
3. از القاب حضرت صاحب‌الزّمان ـ عجّل‌الله تعالي ٿرجه‌الشّريٿ ـ است.
4. بحارالانوار، جلد 51، صٿحه 59 و جلد 52 صٿحه‌ي 305و 315
5. بحارالانوار، جلد 53، صٿحه‌ي 9

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه هشتم اسفند 1384 و ساعت 12:24 |